هرچند ورزش باستانی یا ورزش زورخانه ای که از دیرباز نامی آشنا در میان ایرانیان داشته است و در بسیاری از برنامه های ورزشی نیز تصاویری از این ورزش را دیده ایم، اما کمتر از آنچه تصور میکنیم درباره این ورزش اصیل ایرانی چیزی میدانیم. مطلبی که میخوانید از مفصل سردم زورخانه در یکی از غرفه های چسبیده به راهروی ورودی ساخته شده است.


این غرفه صُفه ایست نیم گرد که کف آن از کف زورخانه یک تا یک و نیم متر بلندتر است. در جلوی سردم چوب بستی است که به آن زنگ و نشانه های پهلوانی چون پوست پلنگ، زره، سپر و پر قو آویخته اند. بر روی سکو زیر چوب بست اجاقی کنده شده که در آن آتش میریخته اند واگر اجاق نداشته باشند، منقلی درآنجا قرار میدهند که مرشد تنبک خود را با آن گرم کند و صدای رساتری از آن خارج نماید.

میگویند نخستین کسی که طرح زورخانه را ریخت "پوریای ولی"- که نام اصلیش محمودبن ولی الدین خوارزمی بوده - پهلوان، شاعر و عارف نیمه نخست قرن هشتم هجری بوده است.

گردانندگان زورخانه
مرشد:
امروزه مرشد در زورخانه کسی است که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی سردم مینشیند و با آهنگهای گوناگون کهه هر یک مختص یکی از حرکات ورزشی است ضرب گرفته و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامه اقتباس شده است را میخواند و صدای ضرب و آواز خود را با حرکات ورزشکاران هماهنگ کرده، آنان را به ادامه حرکات تشویق میکند.(مرشد با این تعریف ضربگیر نیز نامیده میشود)

اما در گذشته، مرشد یا "کهنه سوار" کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان را بر عهده داشت، این کهنه سوار یا مرشد از چابکترین و آزموده ترین پهلوانان زورخانه بود و در هنگام ورزش لنگی بر دوش می انداخت و چوبی که به آن تعلیمی میگفتند در دست میگرفت و کنار گود مینشست و ورزشکاران را راهنمایی میکرد.

مشت و مالچی:
این شخص کسی است که پیش از ورزش به پهلوانان لنگ و تنکه میدهد و پس از ورزش آنها را مشت و مال (همان ماساژ امروزی) میدهد تا کوفتگی و خستگی از بدنشان دور شود. امور نظافت و خدمات زورخانه نیز با مشت و مالچی بوده است.

مقام ورزشکاران در زورخانه
ورزشکاران زورانه مقامها و درجات متعددی دارندکه به ترتیب از این قرارند:

مرشد در زورخانه
پیش کسوت:
در زورخانه پیش کسوت به کسی گفته میشد که سالمندتر، آزموده تر و پرسابقه تر از دیگران باشد. این شخص از همه گونه ورزش باستانی و ریزه کاریهای آنها آگاه است و هر ورزشی را بهتر و سنگینتر از دیگران اجرا میکند.


میاندار:
ورزشکاری است که در گود روبروی مرشد و میان ورزشکاران دیگر می ایستد و اداره برنامه ورزش و ترتیب اجرای حرکات را بر عهده میگیرد. ورزشکاران هنگام ورزش به او نگاه کرده و از حرکات او پیروی میکنند. میاندار باید مانند پیش کسوت آزمود و از تمام حرکات و فوت و فنهایشان آگاه باشد. معمولا پیش کسوت هر زورخانه، میاندار آنجا هم میشود.

پهلوان:
کسی که بسیار آزموده، چالاک و کارکرده باشد و در زورخانه هماوردی نداشته باشد.

نوخاسته:
جوان نوچه ای که آزمودگی یافته و پهنه کارها و فنون ورزشی ود را گسترش داده و برای کشتی گرفتن و ورزشهای "تو گودی" به زورخانه های دیگر میرود.

نوچه:
جوان ورزشکاری که زیر نظر یک پهلوان، فنون کشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار میرود و از نظر تردستی و چابکی، برگزیده ترین شاگرد آن پهلوان است.

ابزارهای ورزش باستانی
تخته شنا:
چوبی هموار به درازای 70 و عرض 7 و ضخامت 2 سانتیمتر است که گاهیکوچکتر و بزرگتر از این اندازه نیز ساخته میشود. زیر این تخته در نزدیک دو سر آن پایه ای ذوذنقع به عرض 4 سانتیمتر میخکوب شده است.

میل ورزش:
وسیله ایست از جنس چوب توپر و به شکل کله قند. ته آن گرد و هموار و س آن گرد یا تخت استو این میل در سمت باریکتر خود دسته ای در حدود 15 سانتیمتر داردو وزن هر میل از 5 تا 40 کیلوگرم متغیر است.

میل بازی:
از نظر شکل مانند میل ورزش است اما دسته آن بلندتر و وزنش بسیار سبکتر-از 4 تا 6 کیلو- است. این میل برای انجام حرکات نمایشی، پرتاب کردن و گرفت ساخته شده است.

سنگ:
این ابزار نیز چوبی اما بسیار سنگین –از شصت تا صد و بیست کیلو- است و از دو پاره چوب که با بستهای فلزی به یکدیگر متصل شده اند ساخته شده است. درازای سنگ یک متر و پهنایآن هفتاد سانتیمتر است. یک بر این ابزتر هلالی شکا و سمت دیگر آن صاف است و در میان آن دستگیره ای تعبیه شده که روی آن با نمد یا کهنه پارچه پوشانده شدن تا دست ورزشکار آسیب نبیند. در قدیم سنگ را سنگ زور و به خاطر شکل هلالی سر آن سنگ نعل هم میگفتند.

کباده:
افزاری است آهنی مانند کمان که در میانش دو "جا دستی " دارد و درازای آن از 120 تا 130 سانتیمتر است. چله کباده از زنجیری شانزده حلقه ای-یا بیشتر و کمتر- که در هر حلقه شش پولک آهنی قرار داده شده است. وزن این افزار 10 تا 40 کیلو است.