فرهنگ و آداب زورخانه

هرکس وارد زورخانه شده و یا از آن خارج می گردد، ورزشکار باشد یا نه، نسبت به او اداء احترام می شود. اگر ورزشکار باشد، مرشد به او فقط خوش آمد می گوید و اگر تازه کار باشد و مبتدی، فقط" صفا آوردید..." یا "صفای قدم...". برای نوچگان و نوخاستگان ضمن گفتن جملات، از حضار صلوات نیز طلب می کند.
برای پیشکسوتان و بعضی از شیرینکاران، هنگام دخول و خروج علاوه بر مسائل و آداب مذکور، ضرب را نیز با آهنگ خاصی بصدا در می آورد. همینطور برای پهلوانان و پیشکسوتان که سابقه قهرمانی دارند، علاوه بر ضرب، زنگ را هم با آهنگ خاص صدا می دهد و بدین وسیله بالاترین درجه احترام را نسبت به ایشان روا می دارد. به این اشخاص، احب زنگ و ضرب می گویند.برای دارا شدن عنوان فوق لازم است پهلوانی شخص، مورد تایید پیران و پهلوانان قرار گیرد.2) هنگام ورود به گود، زمین ادب را بوسه می زنند.3) کنار "سردم" نشستن، خاص پهلوانان و پیشکسوتان است.4) میاندار قبل از شروع به ورزش، از بزرگترها رخصت می خواهد.5) استفاده از وسایل ورزشی (غیر از کباده) از بزرگترها آغاز می شود.6) ورزشکار هنگام ورود به گود، باید پاک شرعی باشد.7) اجازه گرفتن از میاندار هنگام خروج از گود الزامی است.
8) انجام عملیات بر خلاف میاندار و یا بیحرکت ماندن نسبت به میاندار، بی احترامی است.9) چرخیدن از کوچترها شروع شده و به بزرگترها ختم می گردد.
10) ختم ورزش را میاندار با اجازه خواستن از بزرگترها اعلام می نماید.
11) ضمن دعا کردن اگر کسی صحبت کند و یا از گود خارج شود، نسبت به دعاگو و ورزشکاران آن گود بی احترامی کرده است و خطا محسوب می گردد. 12). در دوران قدیم کسی می توانست وارد گود شود که شانه در ریشش بند شود.13) تشویق ورزشکار هنگام ورزش خصوصا" وقت چرخیدن و میل بازی از وظایف مرشد است و گاهی میاندار و پیشکسوتان نیز در این کار با او همراهی می کنند، البته با ذکرصلوات 14) ورود با کفش به گود ممنوع است.15) داخل گود و روبروی سردم محل ورود ورزشکاران به گود است که پایینترین نقطه گود نیز هست. بالاترین محل گود، جنب یا زیر سردم است.16) ورزشکاران بترتیب سوابق ورزشی از پایین به بالا می ایستند غیر از سادات که اگر مبتدی هم باشند، بالا دست قرار می گیرند و بعد از همه می چرخند.17) کباده زدن از کوچکترها شروع شده و بترتیب به بزرگتران و سادات ختم می شود.18) ورزش کردن بدون لنگ یا تنکه ممنوع است.19) اگر کوچکتری بخواهد بعنوان تمرین با یک پیکسوت یا پهلوان کشتی بگیرد، هنگام فرو کوفتن زانو می زند، یعنی حریف را به استادی قبول دارد.

 جامه‌های ورزش باستانی

تنکه یا تنبان (شلوارک) : شلوار کوتاهی است که ران را تا زیر زانو می پوشاند و آن را هنگام ورزش کردن و کشتی گرفتن می پوشند. این تنبان از یک رویه چرمی یا پارچه ماهوتی ستبر و چند لایه آستر کرباسی دوخته شده است . رویه آن بیشتر به رنگ آبی مایل به سبز است. کمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی تنکه از چرم است. روی رانهای تنکه گل و بوته های بزرگی ـ بیشتر بوته جقّه سرکج قلاب دوزی شده است . بالای تنکه را «برج»، پیش روی تنکه را که زیر شکم می افتد «پیش قبض»، روی زانو را (پیش کاسه) یا ( سر کاسه) و پشت زانو را (پس کاسه) می نامند.

لُنگ: همان لنگی است که مردان در گرمابه میبندند. در روزگار ما به جای پوشیدن تنکه ، ورزشکاران لنگی روی «زیر شلوار» خود می بندند و در گود میروند و بستن آن چنین است

دستگاه سردم و وسایل مرشد

سردم محلی منزه و قابل احترام است که مرشد بتواند با تسلط به فضای گود مقدس رسم تشریفات و آداب تعارف های زورخانه ای را در حق مستمعین داخل و خارج ادا کند. چنین رسم است که سردم را با پرهای طاووس و قو زینت می دهند. چون در روزگاران قدیم این قبیل پرها را جنگجویان و سرداران جنگی به کلاه خودهای خود نصب می کردند. نمای سکوی سردم را از سنگ مرمر و یا چوب گردو می سازند و بر بالای آن غرفه ای برپا می دارند که یک طاق نصرت زینت بخش آن است
جای مرشد در کنار در ورودی و نشیمنگاه او بر سکوی نسبتا مرتفعی است که طاق های هلالی یا مربع شکل دارد که یک یا چند زنگ به آن آویخته اند

می‌گویند نخستین کسی که طرح ساختمان زورخانه را ریخت «پوریای ولی» بود. نام پوریای ولی (محمود قتالی خوارزمی) است و او در نیمه دوم سده هفتم و نیمه نخستین سده هشتم هجری می زیسته است . او پهلوان و شاعر و عارف بوده و دمی گرم و گیرا داشته است.

مرشد:

 امروز در زورخانه مرشد به کسی می گویند که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی «سر دم» می نشیند و با آهنگ های گوناگون که هر کدام ویژه یکی از حرکات ورزشی است ضرب میگیرد و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامه فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز خود را با حرکات ورزشکاران ، هماهنگ می کند و آنان را به ورزش بر می انگیزد. در قدیم « مرشد» یا «کهنه سوار» کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان با او بود. کهنه سوار در هنگام ورزش لنگی به دوش می انداخت و چوبی هم که به آن «تعلیمی» می گفتند در دست می گرفت و در کنار گود می نشست و باستانی کاران یا کشتی‌گیران را در کارهای ورزشی و کشتی گیری راهنمایی می کرد. کهنه سواران یا مرشدان از چابک‌ترین و آزموده‌ترین پهلوانان و ورزشکاران بودند . ( گویا مرشد امروزی را «ضرب گیر» می خواندند).

 ضرب یا طبل زورخانه ،

  از نظر شکل شبیه به تنبک بزرگ موسیقی سنتی با صدایی بم‌تر و قوی‌تر است بدنة ضرب یا طبل زورخانه از گِلِ پخته و پوست آن هم مانند سایر ضرب‌ها از پوست آهو و مانند آن تهیه می‌شود اشعار در موسیقی زورخانه ، بیشتر حماسی است ، امّا بر حسب موضوع ، از اشعاری در فضائل و رثای اولیاء و انبیاء دین و همچنین اشعاری با موضوعهای اخلاقی از دیوان شعرایی همچون مولوی ، سعدی ، حافظ و شعرای معاصر نیز در این موسیقی استفاده می‌شود . موسیقی زورخانه از نظر فرم ، مانند دیگر انواع موسیقی قدیم ایرانی ، در چارچوب موسیقی ردیف دستگاهی و موسیقی محلی ایران جای می‌گیرد ملودی و ریتم در موسیقی زورخانه با توجه به محتوای شعر ، وزن شعر و حرکت ورزشکاران از میان گوشه‌های موسیقی ردیف یا موسیقی محلی ایران انتخاب و اجراء می‌شود

پوشاک مرشد

در گذشته لنگی بوده به روی پیژامه می بسته اند و لنگی روی شانه ها می انداختند. بوده اما امروزه غالباً با پیراهن ورزشی و شلوار بلند چرمی یا مخملی روی پشت دستگاه و سردم می نشینند

جای ایستادن ورزشکاران در گود

در گود هر یک از ورزشکاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. کار کُشته‌ترین و کار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها که پیش کسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد. ورزشکاری که پس از او از ورزشکاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سر دم) می‌ایستد. اگر در میان ورزشکاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سر دم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می کند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشکار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشکاری که از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه کار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشکاران از بزرگ تا کوچک (از نظر آزمودگی) به ترتیب کنار گود دورادور میاندار می ایستند.

 سنت های زورخانه ای

 1-  احترام به بزرگان و پیشکسوتان: در فرهنگ ما ایرانیان،احترام به بزرگان جزء ارزش ها و اصول مسلم اجتماعی محسوب میشود.اما این موضوع در برخی از محیط ها همانند زورخانه بسیار واضح و روشن است.زورخانه به ورزشکاران میآموزد که افتادگی،پاکی،امانت داری،احترام به بزرگترها و ریش سفیدان و پیشکسوتان یک امر مهم است.

 2-   کمک به نیازمندان

 3- احترام به سادات : ازجمله مسائلی که از روزگاران قدیم در فرهنگ و آداب ورزش پهلوانی مطرح بوده، اهمیت دادن به سادات در زورخانه می باشد. احترام به مافوق از لحظه ورود به گود تا خارج شدن ازآن،لازمه اصلی این سنت است. چنان چه درجمع ورزشکاران،سیدی،در هر سن و سالی با هر پیشیه ای از مراتب ورزشی باشد، از نظر احترام و مرتبه بالاتر از همه قرار دارد. حتی بالاتر از پهلوان که در حقیقت سپهبد زورخانه است، می اییستد، می چرخد، کباده می زند، از در وارد یا خارج می شود همچنین در زورخانه ها هنگام نیایش دست به دعا بر میدارند و میگویند: خداوندا نسل سادات را زیاد و دشمنانشان را فنا کن.

 4- سفره داری: یکی از سنت های معروف بین ورزشکاران این رشته سوردادن واطعام  است. این سنت ریشه مذهبی دارد چرا که اطعام به  مؤمنین از صفات پیامبر اسلام است

جای ایستادن ورزشکاران در گود

در گود هر یک از ورزشکاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. کار کُشته‌ترین و کار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها که پیش کسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد. ورزشکاری که پس از او از ورزشکاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سر دم) می‌ایستد. اگر در میان ورزشکاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سر دم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می کند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشکار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشکاری که از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه کار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشکاران از بزرگ تا کوچک (از نظر آزمودگی) به ترتیب کنار گود دورادور میاندار می ایستند.

 مقام ورزشکاران در زورخانه

 پیش کِسوَت: پیش کسوت در زورخانه به کسی می گویند که سالمندتر و آزموده تر از ورزشکاران دیگر باشد . پیش کسوت از همه گونه ورزشهای باستانی و ریزه کاریهای یکایک آنان آگاه است و می تواند بهتر و سنگین تر از دیگران ورزشهای باستانی را انجام دهد.

 میاندار: ورزشکاری است که در گود روبروی مرشد و میان ورزشکاران دیگر می ایستد و گرداندن ورزش و پیش و پس انداختن کارهای ورزشی را به عهده می گیرد. ورزشکاران هنگام ورزش به او نگاه و از حرکات ورزشی او پیروی می کنند. میاندار باید مانند پیش کسوت آزموده و آگاه از همه گونه ورزش و ریزه کاریهای یکایک آنها باشد. معمولاً پیش کسوت هر زورخانه میاندار آنجا می شود.

 پهلوان: به کسی گفته می شود که بسیار آزموده و چابک و کار کرده باشد و هماوردی نداشته باشد.

 نوخاسته: جوان نوچه‌ای است که آزمودگی یافته و پهنه کارهای ورزشی خود را گسترش داده و برای کشتی گرفتن و ورزشهای «تو گودی» به زورخانه های دیگر می رود.

 نوچه: به جوان ورزشکاری گفته می شود که زیر نظر پهلوانی، فن های کشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار می رود. او از نظر تردستی و چابکی برگزیده‌ترین شاگردان آن پهلوان است.

 افزارهای ورزش باستانی

تخته شنا، میل ورزش، سنگ، کبـّاده و میل بازی

 تخته شنو

  شنویکی دیگر از ورزش هایی که در زورخانه برگزار می شود ورزش شنا است.  مرشد پس از خواندن سرنوازی ضربه ای به زنگ می زند و ضرب را با یک ضرب متوالی به صدا در می آورد. ورزشکاران تخته های شنا را مقابل خود قرار داده و با هر دو دست روی تخته شنا قرار می گیرند و با سرهای برافراشته به تقلید از میاندار حرکاتی را انجام می دهند
تخته شنا (شنو) تخته ای است پایه دار که طولش به اندازه عرض شانه یا کمی بیشتر حدود 60 تا 70 سانتی متر) و پهنای آن به اندازه پهنای کف دست است (حدود 8 سانتی متر) که دو پایه کوتاه در زیر آن را از زمین بالا نگه میدارد، تخته شنا از وسایل اصلی ورزش زورخانه نیست کما این که بدون آن نیز می توان با گذاشتن کف دست ها به روی زمین شنوهای چهار گانه را انجام داد

  شنوهای چهار گانه عبارتند ازشنای کرسی شنای دست و پا مقابل شنای دوشلاقه شنای پیچ است

شنو کرسی: در این شنا ورزشکاران پس از این که تخته شنا را بر کف گود گذاشتند دو سر آن را می گیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا که بتوانند چنان از هم باز می کنند که کف پاهایشان از کف گود بلند نشود و سپس شنا می روند.

 شنودشنای دست و پا مقابل: در این شنا، دو دست ورزشکار بر روی تخته به فاصله بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن کشیده و جفت است.

شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق که در آن دو بار پیاپی شنا می روند و پس از آن کمی درنگ و خستگی در می کنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا می روند. این روش را تا پایان ورزش نگاه می دارند.

 شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دست های ورزشکار بر روی تخته از یکدیگر باز است و او نخست در حرکت اول سر خود را زیر بغل چپ می برد و تنه خود را به سوی راست می چرخاند و در حرکت دوم ، سر خود را زیر بغل راست می برد و تنه را به سوی چپ می چرخاند و شنا را به همین روش ادامه می دهد.

 نرمش: ورزشکاران پس از شنا رفتن بر می خیزند و بی آنکه تخته شنا را از کف گود بردارند برای در کردن خستگی نرم و آرام بدن خود را تکان میدهند و این حرکت را نرمش می نامند. مرشد هنگام نرمش کردن ورزشکاران آهنگی ملایم می گیرد و اشعار را با آهنگ مخصوص نرمش می خواند . روش نرمش هر میاندار با میاندار دیگر اندکی اختلاف دارد.

 میل گرفتن:

 ورزشکاران هر کدام یک جفت میل از جایگاه ویژه میل‌ها که در بالای گود و نزدیک آن است بر می دارند و نخست میاندار به هر یک از ورزشکاران تعارف می کند که میانداری بپذیرند و اگر کسی نپذیرفت، همان میاندار میل‌ها بر شانه خود می گذارد و دیگران از او پیروی می کنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز می کنند . میل گرفتن سه گونه است: میل سنگین ـ میل چکشی یا (سرنوازی) ـ میل جفتی.

 میل سنگین: ورزشکاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یک بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینه راست می چرخانند و میل دیگر را پیش سینه چپ رو به بالا نگاه می دارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینه چپ می چرخانند و میل دیگر را پیش سینه راست رو به بالا نگاه می دارند . این کار به این روش ادامه می یابد.

 میل چکشی یا سرنوازی: ورزشکاران با آهنگ ضرب مرشد که تند و با شتاب است میل را بروی شانه ها و پشت و پهلو و سینه به تندی می چرخانند.

 میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه می دارند سپس پی در پی باهم به پس می برند و بازمی‌گردانند. ورزشکاران پس از میل گرفتن برای در کردن خستگی دسته میل‌ها را در دست می گیرند و ته آن را بر کف گود می گذارند و میل‌ها را تک تک پیش و پس می برند و می نشینند و بلند می شوند. این گونه نرمش و میل گرفتن را (خم گیری) می گویند.

 میل یا گورگه:
میل ابزار ورزشی است از چوب استوانه ای شکل مایل به بدنه مخروط که از ده کیلو تا سی کیلو وزن دارد. شکل میل تداعی کننده گرز است و قدمت آن به دوره های کهن می رسد. چون ورزش زورخانه ای از ریاضت های اهل فتوت بود از وسیله ای شبیه میل برای ورزیده ساختن خود استفاده می کردند. غلامرضا انصافپور پژوهشگر و مردم شناس در کتاب تاریخ و فرهنگ زورخانه معتقد است: این وسیله گرز مانند متضمن معنی مستعار نبرد با قوای اهریمن بود و همچنین چون برابر یشت (یکی از بخش های اوستا) 6 فقره 5 آمده که گرز میترا برای سرکوبی اهریمن تقدیس شده و بنا به نوشته مینوی خرد پهلوی باب 43 هم روش در هم شکستن قوای اهریمن با گرز توصیه شده است. به این دلیل به نظر می آید که میل در زورخانه با آن شعائر جوانمردی نمی تواند با چنان گذشته ای و آیین ها و هدف های معنوی بی ارتباط باشد.
این ابزار ورزش که در بدو پیدایش احتمالا شبیه گرز و از چوب و آهن ساخته شده بود برای پرورش بدن و مهارت در گرزکوبی به کار می رفته است. میل های چوبی که اکنون نیز رواج دارد از چوب های سختی مانند نارون و گردو و ارژن و زبان گنجشک ساخته می شود. در تومار افسانه پوریای ولی و گل کشتی میرنجات که هر دو به دوران صفویه باز می گردد. از میل زورخانه به شکل امروز نام برده شد.
پیش از آن نیز اوحدی در قرن ششم در بیتی از مخیر گیران نام برده، که نوعی میل خاص بود.
میل ها بر سه نوع بودند:
1) میل بازی
2) گورگه
3) میل سنگین
میل بازی از میل های دیگر کمی کوچک تر و دسته آن بلندتر است به علت سبکی برای شیرین کاری آن را به بالا پرت می کردند.
گورگه: این کلمه که بر وزن فسرده تلفظ می شود در گذشته نوعی میل بازی بوده است ولی از چندین سال پیش به نوعی میل که سنگین تر از میل بازی سبک است اطلاق می شد.
میل های سنگین نیز که نوع سوم هستند میل هایی بودند که تنها ورزشکار روی شانه ها می گذاشت و با حرکات چرخشی آنها را می گرداند.
برای بازی با میل معمولا پس از پایان ورزش شنا هر کس میل خود را برمی دارد و به آهنگ مرشد و هماهنگ با میاندار حرکاتی را با میل انجام می دهند. پس از آن برخی از ورزشکاران به میانه میدان آمده و با حرکات با میل اصطلاحا شیرین کاری می کنند

 پا زدن: میاندار در میان گود می ایستد و ورزشکاران پیرامون او گرد می آیند. نخست پای آرامی می زنند که به آن پای (نرم) می گویند و آن چنین است که ورزشکار پنجه یک پا را اندکی از زمین بلند می کند و بر روی پنجه پای دیگر، خود را تکان می دهد و به آرامی پیش و پس می رود.

 ورزشکاران در زورخانه چهار جور پا می زنند:

1ـ پای اول (پای چپ و راست) 2ـ پای جنگلی 3ـ پای تبریزی اول و دوم و پای شوم 4ـ پای آخر.

 1ـ پای اول: ورزشکاری روی پنجه پا می ایستد و پای‌ها را پی در پی به چپ و راست می گذارد. بدین گونه که یک بار پای راست را در کناره بیرونی پای چپ می گذارد و در پی آن پای چپ را در کناره بیرونی پای راست می گذارد و این کار را تند و پی در پی ادامه می دهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام می جنباند.

 2ـ پای جنگلی: ورزشکار روی پنجه های پا می ایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یک بار سنگینی بدن خود را روی پنجه پای چپ می اندازد و پای راست را به پیش پرتاب می کند و بار دیگر روی پنجه پای راست می ایستد و پای چپ را به پیش پرتاب می کند. این کار تند و پی در پی انجام می گیرد گاهی ورزشکار، میان پای جنگلی زدن (رخصت) می‌طلبد و میان گود می آید و می چرخد. در این هنگام ورزشکاران دیگر در کنار گود می ایستد و او را نگاه می کنند.

 3ـ پای تبریزی .

الف ـ پای اول: ورزشکار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر یکی از دو پای خود تکیه و پای دیگر را به پیش پرتاب می کند. در اینحرکات دست‌ها نیز می‌جنبد.

 ب ـ پای دوم: پس از پای اول ، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب را تند می کند و میاندار به شرح زیر (دو پا) می زند، یکبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب می کند و آنگاه پای‌ها را یکی یکی کمی از زمین برمی‌دارد و می گذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تکان می دهد.

 ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد آهنگ ضرب را عوض می کند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق که ورزشکار سه پا را پشت سر هم یکی پس از دیگری پرتاب می کند و آنگاه کمی درنگ می کند و دوباره همین روش پا می زند.

 4ـ پای آخر: ورزشکار روی پنجه های دو پا می ایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند می کند و یکی پس از دیگری به عقب می برد و باز می گرداند گویی دونده ای است که در جای خود ایستاده است و پیش نمی رود.