کاظمینی، کاظم. "زورخانه". دوره 5، ش 56 و 57 (خرداد و تیر 46): ص55-62، طرح.

 
 

 

 
 

خلاصه: شرحی درباره تجدید سازمان زورخانه در هفتصدسال پیش توسط پوریای ولی و بعدازآن ، نقش زورخانه در احیای نهضت ملی ایران بر علیه بیگانگان ، شرحی بر ساختمان زورخانه و نقش هر یک از عناصر معماری آن ، ادبیات و اصطلاحات رایج در زورخانه ، مراتب و القاب ورزشکاران ، لباس ، ‌شرحی بر وسایل و نحوه تمرین‌ها: سنگ گرفتن ، انواع شناها ، انواع میل گرفتن‌ها ، چرخیدن ، کباده زدن ،‌ آداب و رسوم زورخانه در موارد مختلف.

 
 

زورخانه

کاظم کاظمینی

 رئیس باشگاه بانک ملی ایران

آلات و ادوات ورزشی زورخانه: میل ، کباده و سنگ و تخته شنا و همچنین رسوم و آداب معمول در آن و شکل ساختمان ، همه نشان‌دهنده تاریخ کهن ورزش باستانی در ایران است. تشکیلات و تجهیزات زورخانه‌ها حالیه در شکل و صورت کامل خود عرض وجود می‌کند و در عکسها و تصاویری هم که از صد‌و‌پنجاه سال پیش از ورزش باستانی در زورخانه در دست است ، بدون تفاوتی به همین شکل امروزی می‌نماید.

بطوریکه در تواریخ نیز نقل شده ، زورخانه در هفتصد سال پیش به‌ وسیله پوریای ولی ، به‌صورت امروزی تجدید سازمان شده ، بدین جهت ، بی‌شک ، آنچه پیش از آن بوده ، می‌تواند تاریخی بسیار کهن داشته‌باشد و عجیب نیست اگر مبدأ پیدایش زورخانه با وسایل ابتدایی آن از دوران باستان نیز انگاشته شود.

اگر بخواهیم حداقل تاریخ پیدایش کباده و میل و سنگ  و نیز اشکال حرکات و ساختمان و رسوم و آداب رایج زورخانه را ، از اشکال ابتدایی خود تا به صورت تکامل امروزی ، بنا به حوایج و مقتضیات تاریخی در هر دوره معلوم کنیم ، باید زمان تسلط خلفای بنی‌امیه را در ایران مبدأ قرار دهیم.

ملت ایران که از آغاز تاریخ خود به پهلوانی و کشتی و قدرت بدنی نیاز مبرم داشت تا به دستور پیغمبر باستانی‌اش ، خود را برای یاری اهورمزدا در جنگ با اهریمن نیرومند سازد ، پس از تسلط اعراب بر ایران نمی‌توانست با ضعف و زبونی زندگی کند.

در چنان شرایطی که ایرانیان در زیر انواع فشار و ستم بیگانه ، در حال از دست دادن میراث ملی خود بودند ، رادمردان آزادة ایران ، در پناه برخی از قوانین اسلام مانند سبق و رمایه که برای آماده شدن به جهاد با کفار بود ، دوباره ورزشهای باستانی خود را مانند اسب‌سواری و نیزه‌بازی و تیر‌اندازی از سر گرفتند و همچنین زورخانه و عملیات ورزشی آن‌را در مکانهای دور افتاده و در مخفی‌گاهها و زیرزمینها دایر ساختند و با یاری عیاران و شاطران که شیعی مذهب و نیز از اهل اخوت و فتوت بودند ، محل آن را که همچون مکانهای مقدس حفظ می شد ، مرکز تبلیغ شعایر مذهب شیعه قرار دادند و با  ذکر تام علی (ع) و خصال عالی آن حضرت که فتی‌‌فتیان می‌شناختندش ، به ارشاد ورزشکاران و تلقین سجایای عالیه او می‌پرداختند.

ایرانیان از آن پس با ایجاد و تعمیم زورخانه در سراسر مملکت ، اولین کانونهای استقلال‌طلبی را در پشت پردة استتار ورزش به‌وجود آوردند و با میل که شبیه گرز و کباده که مانند کمان و سنگ که به جای سپر ساخته‌شده و در حقیقت سلاحهای بدلی جنگ بود ، شروع به نیرومند ساختن بدن خود برای بهتر به‌کاربردن سلاحهای اصلی جنگ کردند.

در این زمان که حزب شعوبیه سازمانی متشکل از مردان روشن‌ضمیر و بزرگوار ایران بود و مردم ایران را تشویق  به احیای زبان فارسی و فرهنگ و سنن ملی خود می‌کرد ، مردان و جوانان پیرو خود و دیگر مردم را  نیز در زیر شعار طرفداری از آل علی (ع) در مخفی‌گاه زورخانه به تمرینهای جنگی خشن وا می‌داشت.

نقش زورخانه ، در احیای نهضت ملی ایران بر ضد بیگانگان و همچنین رستاخیز زبان و فرهنگ و آیین فتوت و اخوت که از عهد باستان در کشور ما رواج داشته اهمیتی به‌سزا دارد.

پس از حمله و استیلای مغول ، تشکیلات زورخانه مجدداً مثل دوره تسلط اعراب حالت جنگی پیدا کرد و رادمردان و جوانان در آن گرد آمدند و عیاران وارد دوره دیگری از تحمل مسئولیت‌های اجتماعی جدید و مقابله با بیگانگان شدند.

الزام زورخانه باز سبب توسعه و رواج بیشتر آن شد و عموم مردم طالب‌حرفة پهلوانی و عیاری و جنگاوری را که آرزوی بر انداختن حکومت مغول را از کشور خویش در سر داشتند ، به سوی خود کشانید و با تکیه بر آیین پهلوانی ایرانیان ، احساسات میهن‌پرستی آنان را با ضربه‌های پرشور طبل و اشعار حماسی و حرکات تند و سریع جنگی پر شور و شعله‌ور ساخت و نهضت‌هایی همچون قیام سربداران خراسان و صفویه را که از عیاران فتی بودند موجب شد.[55]

زورخانه و ورزش باستانی توانسته با عملیات ورزشی و شعایر ملی و آداب  و سنن مخصوص بسیاری از مردم هر زمان را به خود جلب نماید و به همت موجدین خود یعنی عیاران و شاطران که از فرق شیعه و به طهارت و فتوت معروف بودند تا به امروز پایدار بماند.

مطالعة علائم و آثاری که در زورخانه دیده می‌شود ، از نقطه نظر قدمت آنها قابل اهمیت است.

ساختمان زورخانه چنانکه در روزگار ما معمول است ، به اطاق شبه گنبد و صحنه آن شباهت زیادی به خانقاه صوفیان دارد و سر‌دمی که مرشد بر آن می‌نشیند به منابر سخنوری آنان می‌ماند.

گود زورخانه که ورزشکاران در آن ورزش می‌کنند ، از سنت رده دراویش خاکسار پیروی شده که دلیل در خاک و در جای پست ورزش کردن است تا ورزشکار هنگام ورزش نسبت به دیگران پایین‌تر قرار بگیرد و در خود احساس کبر و نخوت نکند. گودها معمولاً به شکل کثیرالاضلاع هشت گوشه ساخته می‌شود و در قدیم آن‌را چهار‌گوشه و شش‌گوشه نیز می‌ساخته‌اند.

ادبیات و اصطلاحات رایج در زورخانه و مراتب و القاب ورزشکاران و پهلوانان در مراحل ممارست ورزش باستانی ، شباهت زیادی به سیر و سلوک طریقت صوفیان دارد و مرشد نیز به جای قطب و مراد و یا شیخ و ولی است.

همانطور که در طریقت صوفیان ، سالک برای رسیدن به کمال باید مراحلی طی کند ، جوانی هم که بخواهد در زورخانه به مقام پهلوانی برسد موظف است مراتبی را بگذراند. مثلاً به جوانی که دورة اول ورزش باستانی را طی می‌کند نوچه می‌گویند که باید زیردست پیش‌کسوتها ( ورزشکاران سابقه‌دار ) تحت تعلیم قرار بگیرد و فنون کشتی و آیین پهلوانی را بیاموزد.

پس از اینکه این مرتبه را طی کرد به مرحله نو‌‌خاستگی که رتبه‌ای بالاتر است می‌رسد. وقتی در این دوره هم با رموز ورزشکاری و هنر و فنون کشتی‌گیری کاملاً  آشنا شد و بدنی ورزیده و نیرومند یافت به مرتبه ساخته نایل می‌گردد که دربارة وی گفته می‌شود که او خود را ساخته‌است و در موقع ورود اینان به زورخانه مرشد از حضار برای او طلب صلوات می‌کند و او را صلواتی نیز می‌گویند.

مرتبه بالاتر از آن  پیش‌کسوت است و ورزشکاری که در رعایت آداب و رسوم زورخانه و ورزشکاری  و میانداری و تعلیم به نوچه‌ها و نوخاسته‌ها ورزیده شده‌باشد و در جوانمردی و فتوت و فروتنی درمیان مردم  به حسن  اخلاق معروف باشد ، به مقام پیش‌کسوتی نایل می‌گردد و مرشد مقدم او را به زورخانه ، با طلب صلوات از حضار و زدن به طبل اعلام می‌دارد.

هنگامی که ورزشکار به مرتبة کمال پهلوانی و پیش‌کسوتی برسد ، عنوان صاحب‌ضرب صاحب‌زنگ می‌یابد و ایشان کسانی هستند که در تمام زندگی با ورزش باستانی سر و کار داشته‌اند و عنوان پهلوانی با کلیة سجایای آن شخصیت اصلی آنها بوده‌باشد.

عملیات ورزش باستانی

برای آنکه تعریف جامعی از این ورزش به دست داده شود و ضمناً مفاهیم به تسلسل نظم از خاطر بگذرند ، یک‌دورة کامل ورزش باستانی سه نفر از کسانی را که یکی از آنها پهلوان و دیگری پیش‌کسوت و سومی از ساخته‌ها یا نوچه‌هاست از هنگام ورود به زورخانه تا اتمام ورزش در نظر بگیریم که شرح آن از اول الی آخر بدین‌قرار است.

این سه نفر به ترتیب مرتبة خود  وارد زورخانه می‌شوند درِ زورخانه از قدیم کوتاه ساخته می‌شده تا ورزشکاران و پهلوانان هنگام ورود در آستانة خاکی که تربیت اخلاقی و تندرستی و پهلوانی را با آنها اعطاء کرده سر تعظیم فرود آورند و در مقابل حضار فروتنی نشان دهند.

مرشد که روی سر دم نزدیک در ، رو به گود نشسته به محض ورود پهلوان به زنگ می‌زند و چند لحظه با هر دو دست تند و سریع به طبل می‌کوبد و از حضار طلب صلوات می‌کند. آنگاه برای نفر دوم که پیش‌کسوت است ، با طلب صلوات از حضار همچنان دوباره به طبل می‌زند و برای سومی که ساخته و نوچه است فقط به طلب صلوات اکتفا می‌کند. در صدر نشستنگاه برای پهلوان جا باز می‌کنند . و مرشد تا هنگام جلوس پهلوان که ملقب به صاحب زنگ و اورنگ و تاج است با ترنم ضرب ملایمی چنین شعری می‌خواند:

ای بلبل به فضای گلستان خوش آمدی

                                                            ای شه به خانقاه فقیران خوش آمدی

 من به خاک پای مرد ببوسم به جان و دل

                                                            ای مایة صفای دلیران خوش آمدی

چنانچه ورزشکاران در گود مشغول ورزش باشند ، در این موقع  ورزش خود را متوقف می‌کنند و میاندار که سابقه‌‌دار‌ترین و محترم‌ترین ورزشکاران است از او برای ادامة مجدد ورزش کسب اجازه می‌کند.

 
 

هر سه پهلوان تازه‌وارد برای ورزش برهنه می‌شوند و شلوار چرمی میخچه می‌پوشند. این شلوارها چنانکه اشاره شد تاریخ درازی دارد و شاطران و عیاران آن را که در ابتدا به صورت نطع چرمین بوده مثل لنگ جلو خود می‌بستند و با بدن نیمه برهنه وارد کارزار نبرد می‌شدند.

این شلوارها تا پایین زانو می‌رسد ، همه جای شلوارها ، با نقشهای گوناگون و ظریف‌ گلدوزی و جقه‌دوزی و حاشیه‌دوزی شده و سر زانوهای آنها به‌قدر ته کاسه‌ای برجسته می‌باشد.

در حالیکه همه در گود مشغول شنا رفتن هستند ، پهلوان تخته شنایی از زیر سردم برداشته وارد گود می‌شود مرشد مجدداً [56] او را با ضرب و زنگ و صلوات وارد گود می‌کند.

تخته شنا ، تخته چوبی است به درازای 75 سانتی‌متر و پهنای 8 سانتی‌متر و قطر تقریباً 2 سانتی‌متر که در زیر آن کمی از لبه عقب‌تر دو پاره تخته چوب کوچک شش سانتی کوبیده شد که ، تخته را تا ارتفاع خود از زمین بالا نگه‌ می‌دارد ، تا انگشتها و کف دست ورزشکاران که هنگام شنا رفتن آن را محکم به چنگ می‌فشرند از زمین فاصله داشته‌باشند.

   

1

   

سنگ گرفتن

هر ورزشکار اول از سنگ شروع می‌کند. سنگ دو پارچه تخته به شکل مربع مستطیل است که قسمت تحتانی آن به نیم دایره‌ای تمام می‌شود و هر یک به وزن 30  یا 40 کیلو می‌باشد. در وسط آن سوراخی با یک جا دست تعبیه شده و ورزشکاران با گرفتن آنها در حال دراز کش سنگ می‌گویند.

آن دو نفر به نوبت ، اول پیش‌کسوت به پشت دراز می‌کشد ، دو سنگ را از جا دستی می‌گیرد و بلند می‌کند و به حرکت در می‌‌آورد. بدین ترتیب که اول روی پهلوی چپ می‌غلتد و دست راست خود را با سنگ بالا می‌برد و سپس آن دست را پایین آورده ، روی پهلوی راست می‌غلتد و دست چپ را با سنگ بالا می‌برد.

در این حال ورزشکار دیگر برای برانگیختن شوق و میل او ابتدا ، سر نوازی می‌خواند:

 

2

 

 ـ دم بدم ، قدم به قدم ، بر یکه سوار عرب و عجم ، زبدة اولاد نبی ، یعنی به نام احمد ، محمود ، ابو القاسم محمد و به عشق و ارادت و اجابت ، بی‌حد و بی‌عدد صلوات. یا این سر‌نوازی را می‌خواند:

هر کار که می‌کنی بگو بسم الله

                           تا جمله گناهان تو بخشد الله

تا جان به تنت هست همین را بر گوی

                           لا حول و لا  قوه الا بالله

 و همچنین می‌خواند:

کشتی بگیر تا بشوی پر دل و دلیر

                        سنگ بگیر تا نشوی خوار و ذلیل

 آن گاه شروع به شمارش سنگ با دعا می‌کند که هر کلمه و یا جملة آن به استعاره عدد معینی را به ترتیب می‌رساند:

« ماشاءالله ، لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

« بزرگ  است خدای ابراهیم.

« دور نیست خدا.

« سبب ساز کل سبب ، سید کاینات.

« چاره ساز بیچارگان ، الله

« پنجة خیبرگشای علی.

« شش گوشة قبر حسین.

« امام هفتم ، محبوب ملک بغداد.

« قبلة هشتم یا امام رضا.

«نوح نبی الله.

« کرم از علی ولی الله.

« علی و یازده فرزندش بر حق.

« جمال قائم ( ع) صلوات.

« زیاده باد دین نبی.

« چهارده معصوم پاک.

« نیمة کلام الله.

« شانزده گل دستة طلا ، مدفون به مدینه یا رسول الله.

« یکصد و هفده کمر بستة مولا.

« خدای هیجده‌هزار عالم و آدم. [57]

« ختم شاه نعمت الله ولی.

« بیست ، آقای قنبر علی است.

« یک بیست ، لعنت خدا بر ابلیس.

« دو بیست ، ناز بازوی مردان عالم.

« سه بیست ، ناز سر و سینه مردان عالم.

« چهار بیست ، ناز چهار ستون بدنت.

« پنج بیست ، ناز پنجه قوچاقت.

« شش بیست ، شش ساق عرش مجید.

« هفت بیست ، یا امام موسی کاظم.

« هشت بیست ، ثامن الحجج.

« نه بیست ، جواد‌ العالمین.

« سی جزو کلام الله.

« ز آدم و هوا.

« دگر نبی الله.

« شعیب و

« یوسف و

« یعقوب.

« پس خلیل الله.

« ملائکان مقرب.

« دگر ز جبرائیل.

« ز صوت حضرت داود.

« هم ز میکاییل.

« یک چهل گرفتی ماشاالله.

« دوچهل محمد مصطفی.

« سه چهل علی است شیر خدا.

« چهار چهل.

« پنج چهل ، پنج تن زیر کسا

« شش چهل ، شهید دشت بلا.

« هفت چهل فرزند دلبند مولا.

« هشت چهل کشته زهر جفا.

« نه چهل ، بر منصور دوانقی. لعنت.

« پنجاه‌هزار بار شست بند دیو ، علی را صلوات.

ترتیب شمارش سنگ چنان است که اگر از یک تا پنچاه رسد ، شمارنده باید شمارش سنگ گرفتن را به‌طور معکوس از پنچاه تا یک برگرداند . و این ترتیب شمارش نباید از 117 تجاوز کند و شمارنده مکلف است ، در صورت ادامه سنگ گرفتن شمارش را ختم و مجدداً از یک  به همان ترتیب اول شروع کند.

 
 

شنا رفتن

شنا بر چهار قسم است:

اول – شنای کرسی با شمارش.

دوم – شنای کرسی با ضرب.

سوم – شنای دو شلاقه.

چهارم – شنای پیچ.

1- شنای کرسی با شمارش میاندار انجام می‌شود. پهلوان میاندار شناها را یکی در میان با ذکر نام یکی از انبیاء یا ائمه و گفتن عدد معینی می‌شمارد و سایر ورزشکاران هم یاالله‌ گویان شنا می‌روند و همه با هم تنه خود را از عقب به جلو می‌کشند و سینه را روی تخته شنا پایین می‌آورند. در این‌حال بدن به جلو سرازیر می‌شود و بازوها روی ساعد زاویه می‌زند و پس از گفتن یا الله در جواب میاندار ، دوباره بدن خود را از روی تخته شنا بلند می‌کنند و به عقب می‌کشند. 

   

3

   

 2- شنای کرسی با ضرب به همان ترتیب شماره‌ای است که با ضرب اشعار مرشد رهبری می‌شود.

 3- شنای دو شلاقه باز به همان حالت کرسی است منتها با ضرب و اشعار لاینقطع مرشد پی‌در‌پی و بی‌توقف انجام می‌شود.  

4- در شنای پیچ پاها جفت می‌شود و بدن روی تخته شنا پایین می‌آید و در فاصلة کمی بالای آن قرار می‌گیرد و با ضرب مرشد هر دفعه مثلاً اول شانه چپ را فرود می‌آورند و سینه تا حد تماس به تخته شنا نزدیک می‌شود و زاویه دست چپ به ده درجه می‌رسد و شانه سمت راست سینه بالا می‌رود و زاویه دست راست تا  40درجه باز می‌شود و سر وسط آن قرار می‌گیرد و تمام بدن [58] با پاهای جفت به هم ، به سمت چپ روی پهلو می‌گردد. و حالت طرف دیگر بدن هم با به طرف راست گشتن به همین قرار است.

 

4

 

پس از انجام شنا ، میاندار با یک حرکت سر پا می‌ایستد و مرشد با زدن به زنگ پایان شنا را اعلام می‌کند و همه نیز به تبعیت از میاندار به‌پا می‌خیزند و اول میاندار و بعد به ترتیب تقدم و سابقه ورزشی تخت شناهای خود را در جایش می‌گذارند.

گاه ممکن است ، تعداد دفعات شنا به هزار برسد که این اندازه به همت ورزشکاران نیرومند و پیش‌کسوت می‌باشد. آنهایی که در گود از هم قدری (رقابت) با ایشان در بمانند ، یکی در میان و یا دو تا درمیان شنا می‌روند و یا زانوهای خود را به زمین گذارده ، فقط سر خود را تکان می‌دهند.

شنا را در ورزش باستانی به خاک افتادن و طلب حق حریف کرده‌اند و می‌گویند این عبادتی کبیر است که در آن حال از سر مویی  بانگ الله الله و علی علی بر می‌خیزد. در قدیم در ضمن شنا دعای جوشن کبیر و یا جوشن صغیر را می‌خواندند.

   

5

 

  میل گرفتن ( گَوُرْ گِهْ)

بعد از شنا نوبت میل گرفتن می‌رسد. میل که در بدو پیدایش شبیه گرز و از چوب و آهن بوده و در ورزش هم برای پرورش بدن به منظور مهارت در گرز‌کوبی به کار گرفته می‌شده ، در زمان ما از چوبهای سخت نارون و گردو و زبان گنجشک و فوفل و ارژن و کیکوم ساخته می‌شود که بدنه‌ای جسیم و استوانه‌ای با دسته‌ای کوتاه دارد و هر جفت آن از ده کیلو تا سی کیلو می‌رسد.

ورزش با میل بر سه قسم است.

1-میل بازی.

2- گور گه.

3- چکشی.

 
 

میل بازی از عملیات هنری ورزش باستانی است که آن را شیرینکاری نیز می‌گویند. میل باز با یک جفت میل که از سایر میل‌ها کوچکتر است ولی دسته بلند دارند وسط گود می‌آید و با ضرب مرشد آنها را به اشکال مختلف به هوا می‌اندازد و می‌گیرد.

گور گه بدین‌ترتیب است که پهلوان و یا پیش‌کسوتی وسط گود می‌ایستد و میانداری می‌کند. و سایر ورزشکاران با نگاه کردن به او به آهنگ ضرب و آواز مرشد میل می‌گیرند. در این حال وقتی مثلاً دست راست یک میل را از بالای شانه به پشت و دور کتف می‌گرداند دست چپ میل را سر بالا نگه می‌دارد و وقتی دست چپ میل را به همان طریق می‌گرداند دست راست میل را جلو سینه نگاه می‌دارد.

در میل گرفتن چکشی مرشد به سرعت و لا ینقطع به طبل می‌زند و ورزشکاران هم پی‌در‌پی میل می‌گیرند.

   

6

 

 چرخیدن

بعد از اتمام میل گرفتن ورزشکاران دور گود می‌ایستند و مشت‌مالچی ( خادم زورخانه)  روی شانة هر کدام لنگی می‌اندازد که بدن عرق‌دارشان سرما نخورد.

آنگاه یکی از تازه‌کارترین ورزشکاران ، با طلب رخصت وسط گود می‌آید  و با طلب رخصت [59] از مرشد و میاندار با ضرب مرشد شروع به چرخیدن می‌کند.

 
 

چرخ زننده دستها را به موازات شانه در دو طرف بدن کشیده نگه داشته و پای چپ را پایة چرخ بدن و پای راست را وسیلة تحرک ساخته و پی‌در‌پی به زمین می‌زند و بدن خود را روی پای چپ به دوار در می‌آورد.

این حرکت چرخ ساده است. چرخ‌زننده تا حدود توانایی ، به دور خود می‌چرخد ، گاهی سرعت چرخ چنان شدت می‌یابد که اعضای بدن چرخ‌زننده در آن حال دیده نمی‌شود.

نوع دیگر این حرکت یک چرخ و یک تک‌پر است که چرخ زننده در حالیکه مرشد ضرب می‌گیرد ، سه دور ، دور خود می‌چرخد و دور چهارم را به هوا می‌پرد.

چرخ یکی از حرکات شاطران و عیاران است که به منظور چستی و چالاکی انجام می‌شود.

در چرخ کسی که در ورزش باستانی سابقه‌دار باشد صلوات می‌فرستد و برای پهلوان و صاحب کسوت به زنگ می‌زنند.

 
       

10

9

8

7

 

پای زدن

آنگاه در حالی که میاندار به وسط گود می‌آید ورزشکاران به آهنگ ضرب ملایم مرشد با طمأنینه شروع به پای‌زدن می‌کنند.

پای‌زدن بر چهار قسم است.

1- پای چپ و راست یا پای اول.

2-  پای چکشی.

3-  پای تبریزی اول و دوم.

4- پای چپ و راست یا پای آخر.

پای زدن حرکتی از تمرینات شاطران است که خود را بدین وسیله برای دویدن چالاک می‌ساخته‌اند. همچنین شلنگ انداختن در مراحل آخر پای زدن یکی دیگر از  فنون شاطری است.

بعد از پای اول که با طمأنینه است پای چکشی شروع  می‌شود که سرعت بیشتری دارد و به ترتیب به پای زدنهای دیگر می‌پردازند.

کباده

کباده زدن مرحله آخر ورزش باستانی است. این آلت الگو همان کمانهای جنگی قدیم است ، با این اختلاف که کمانهای جنگی را از قطعات استخوان می‌ساختند و روی آن را پی پیچ می‌کردند و با زهی هم از روده و یا چرم مخصوص دو سر کمان را به هم می‌کشیدند و انحنا می‌دادند. اما کباده کمانی آهنی و جسیم است که به جای زه زنجیری درشت و آزاد که حلقه‌هایی آهنین در آنها تعبیه شده از دو سر کمان آویخته دارد.

کباده‌زننده با دست راست جادستی کمان کباده را می‌گیرد و با دست چپ ، جادستی زه زنجیری را گرفته و می‌بوسد و بعد بالای سر بلند کرده و شروع به حرکت دادن آن بالای شانه‌ها می‌کند.

مرشد کباده پهلوان را ضمن رهبری کردن با ضرب می‌شمارد و برای کبادة پیش‌کسوت ضمن ضرب شعری حماسی می‌خواند ولی برای سایرین فقط ضرب می‌گردد.

کباده هم مثل چرخ از کم‌سابقه‌ها و کوچکترها شروع و به پیش‌کسوتها و بزرگترها و پهلوان‌ها ختم می‌شود. ناگفته نماند سادات یعنی کسانی که نسبت به دختر پیغمبر (ص) برسانند. روی دست همه می‌چرخد و کباده می‌زنند.[60]

مهمترین آداب و رسوم زورخانه

هر ورزشکاری به محض دخول به گود خم می شود و دست راست خود را به کف گود می‌زند و بعد آن دست را به نیت خاک‌بوسی آستان پهلوان‌پرور زورخانه ، به لب برده و می‌بوسد و بعد در جای و مرتبة خود می‌ایستد.

هر قسمت از گود زورخانه در جای خود مقامی دارد. وسط گود جای میاندار است که رو به مرشد می‌ایستد و با هماهنگی باوی سایر ورزشکاران را رهبری می‌کند.

دومین جایگاه یا مقام ، روبروی میاندار و زیر سر دم ایستادن است. در اینجا سادات به احترام جدشان پیغمبر (ص)  قرار می‌گیرند. بعد از ایشان به ترتیب سابقة ورزشی و مرتبه ، دومین و سومین و چهارمین الی آخر الاهم و فی الاهم زیر دست یکدیگر می‌ایستند.

از آداب مهم این‌که ، ورزش  با لباس در زورخانه زشت و ناپسند شناخته شده و مطابق آیین فتیان ممنوع است.

و نیز ورزش در گود برای جوانان نابالغ ممنوع شناخته شده و در قدیم که ریش نشانة بلوغ بود می‌گفتند ، ریش باید آنقدر باشد که شانه در آن گیر کند.

از آنجا که زورخانه و گود مقدس و جای پاکان و جوانمردان دانسته شده ، ورزشکاران معتقدند که باید در آنجا مطهر بود و از شوخی و گفتار و رفتار زشت دوری جست.   

در زورخانه ثروت و موقعیت اجتماعی در نظر نمی‌آید و تنها مقام کسوت ورزش و تقوی و طهارت است که بر مراتب اشخاص حاکم می‌باشد من‌باب نمونه باید مراتب  تشریفات و احترام به ورزشکاران را هنگام  ورود و خروج  از گود و زورخانه و نیز مراتب ردیف آنها را زیردست یکدیگر به ترتیب  سابقه کسوت خاطرنشان ساخت.

گلریزان از سنتهای دیرین زورخانه است که به مناسبات معینی برپا می‌شود. برای کشتی گرفتن دو پهلوان. برای آشتی دادن دو ورزشکار پیش‌کسوت. برای استعانت به کسی که به کمک احتیاج دارد. برای افتتاح زورخانه به سبب مقتضیات مالی زورخانه‌ها و یا برای احترام مقدم پهلوانی که از شهری دیگر آمده‌باشد.

تشویق ورزشکاران که در عین حال احترام محسوب می‌شود ، ضمن حرکات  ورزشی با فرستادن صلوات و یا تشبیه او به یکی از پهلوانان شاهنامه صورت می‌گیرد مثل: گفتن سام نریمان… سهراب یل… رستم پیلتن و یا طلب یاری از مقدسین مذهبی برای او مثل: علی نگهدارت… امام هشتم یارت.

نوع دیگر تشویق که بیشتر هنگام چرخ هر ورزشکار رایج است این است که مرشد متناسب سن ، جوانی یا پیری ، نیرومندی ، شغل و نام و وضع اجتماعی اشخاص ، نام اولیاء و یا مقدسین دین  را صدا می‌زند.

چنانچه جوان را علی اکبر حسین ، شخص ارتشی را سرباز کوی حق ، مرد پر‌سابقه و نیرومند و متوسط سال را سپهسالار حسین ، و از او سالمندتر را سپهسالار علی و قصاب را جوانمرد قصاب و پیرمرد را حبیب‌ ابن مظاهر یا پیر سحر‌خیز ، مردان بلند قامت را علمدار حسین ، هنرمند ورزش باستانی را نازجان شیرینکار ، سادات را سرور کاینات یا بر خلق خوش محمد صلوات و بسیاری از این قبیل عناوین تشبیهی نیز آورده می‌شود.

چنانکه گفته شد کباده و چرخ از ورزشکار مبتدی شروع و به پیش‌کسوت‌ترین آنها ختم می‌شود.

یکی دیگر از سنت‌های زورخانه گل کشتی است که در آخر ورزش و یا در مواقع  گلریزان انجام می‌شده و ترتیب آن بدین قرار بوده که پهلوانها و پیش‌کسوتها دو نفر از نوچه‌ها و یا ساخته‌ها را با هم کشتی می‌انداخته‌اند و پهلوان قبل از شروع کشتی اشعاری از این قبیل که به گل کشتی معروف می‌باشد می‌خوانده‌است.

 چندی به شرابخانه رفتم

                          دیدم که به پای خم درنگ است

چندی به قمارخانه رفتم

                          دیدم که به پای آس جنگ است

چندی به قلندران نشستم

                         دیدم که حساب چرس و بنگ است

پیر خردم به گوش گفتا

                        اینها همه صحبت جفنگ است

برخیز و برو به زورخانه

                         آنجا که حساب میل و سنگ است

آوازة نای و رنگ طنبور

                         کباده و تختة شلنگ است

بازار متاع کشتی آنجاست

                         جنسش همه حرف قوس و سنگ است

آن یک به دلاوری چو شیر است

                         این یک به شناوری نهنگ است

گردیدن ببر گرد پیل است

                        غریدن شیر با پلنگ است

 در بند زبان ز نظم « سرباز »

                        طبال بزن که طبل جنگ است [61]

گاه دو تن از پهلوانها و پیش‌کسوتهایی که نوچه‌های خود را از سر رقابت یا رفاقت با یکدیگر به کشتی می‌انداخته‌اند هر یک شعری بدین مضمون برای نوچه خود می‌خوانده‌اند:

 چون زلف یار کشتی پر پیچ و خم خوش است

                          نی همچو مار ، چشم جفا و ستم خوش است

گهواره دیو و عقربک و قوس و دم شیر1

                          رد و بدل  نمودن  آنها به هم خوشست

٭ ٭ ٭

 ای تازه نوجوان و خوش‌اندام و تیز چنگ

                           داری تو دست از پی کشتی برای جنگ

یک فتح پا نما و کف گرگیش بزن

                          چون قد علم نمود تو برداریش به چنگ

آنگاه در حالیکه دستور کشتی می‌داده‌اند رو به مرشد می‌نموده و می‌گفته‌اند:

ـ ولی به شرطها و شروطها:  اول به نبوت خاتم الانبیا ، دوم با ولایت علی المرتضی ، سوم به رخصتی پهلوان حی و حاضر تحفة صلوات.

بعد از اینکه  حضار در جواب اجماعاً صلوات می فرستادند باز می‌گفته‌اند:

ـ با برکات ، مزد استاد ، ناز چون شیرین‌کار ، مزد دست کهنه‌سوار (مرشد) ، سلامتی دین مبین اسلام ، خدا را سجود ، پیران را عزت ، رب المشرقین و رب المغربین ، فبای آلاء ربکما تکذبان.

وقتی ورزشکاران از گود خارج می‌شوند ، برای رفع خستگی و کوفتگی مشتمالچی زورخانه آنها را مشتمال می‌کند.

از رسوم دیگر زورخانه تنبیه ورزشکاران به‌وسیله اشعاری است که مرشد هنگام چرخ آنها می‌خواند. مثلاً چنانچه ورزشکاری رعایت نزاکت و ادب را در زورخانه ننماید و حق  احترام  آستانه زورخانه و بزرگترها را به جا نیاورد و با تکبر وارد شود مرشد هنگام چرخ او آهنگ ضرب را برای رساتر شدن صدای خود آهسته کرده و می‌خواند:

 

 جان بر‌تن مرد بی‌ادب زندان است                        

                                    هر کس که ادب ندارد او حیوان است

از بی ادبی کسی به جایی نرسید

                                    حقا  که  ادب  وظیفة  مردان  است

و چنانچه در خارج از زورخانه مرتکب عمل خلاف شرع و عرف و یا ادعاهای بی‌مورد شده باشد مرشد این شعر را برای او می‌خواند:

 شمشیر برنده تحفة مردان است

                                  نامرد به زیر تیغ رو گردان است

هر کس که به سر میل دلیری دارد

                                 این قاپی و این حریف و این میدان است

و برای آن کس که به دینداری تظاهر و در عمل برخلاف رفتار می‌کند چنین شعری متذکر می‌شود:

نه هر کس شد مسلمان ، می‌توان گفتنش که سلمان شد

                                کز اول بایدش سلمان شد و آنگه مسلمان شد

و آنان را که ورزش را برای ارعاب و ضایع ساختن حقوق مردم حرفة خود ساخته‌اند با این اشعار سرزنش می‌کند:

قصر نمرود که از ظلم بنا شد به جهان

                                حال بنگر که نبینی اثر از آثارش

طاق کسری که شد از عدل به پا ، بین که چه‌سان

                                ظاهر ، آثار عدالت بود از دیوارش

و برای افراد کم‌جنبه و تازه به دوران رسیده که به جای خدمت به مردم جز تولید زحمت کاری نمی‌کنند می‌خواند:

وفا ز گل مطلب چونکه زادة خار است

                                همیشه در پی آزار بلبل زار است

نجیب زادة مفلس در این زمان خوار است

                               چرا که تازه به دوران رسیده بسیار است

ورزش باستانی امروزه ، بیش از آنچه مورد توجه هم‌وطنان باشد نظر خارجیان را به خود جلب نموده  و این نگارنده که در حال حاضر ریاست باشگاه بانک ملی ایران را عهده‌دار است صدها نامه از شخصیت‌های درجه اول که از این ورزش در باشگاه بانک ملی دیدن کرده‌اند دریافت داشته که تمامی در مقام والا و اصالت و اهمیت این ورزش متفق‌القول و هم‌نظرند و آن را به زبانهای مختلف مورد ستایش قرار داده‌اند.

ورزش باستانی و زورخانه که در واقع یکی از اصیل‌ترین میراثهای باستانی ما ایرانیان است در زمان ما تحت توجهات خاص شاه ورزش‌دوست ایران تجدید حیات نموده و ورزشکاران باستانی به پاس این موهبت خود را مدیون پدر تا جدار خود می‌دانند.

اول و آخر مردان بخیر

پایان

[62]

 
 

 


1- از فنون کشتی است .